www.Alrahmati.ir

پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله شیخ محمد رحمتی

.
شنبه 29 مهر 1396.
.
السبت 1 صفر 1439.
.
Oct 21 2017.
.

احكام‌ تقليد

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدللّه‌ رب‌ّ العالمين‌، والصّلاة‌ والسّلام‌ علي‌ اشرف‌ الانبياء والمرسلين‌
محمّد و آله‌ الطّيّبين‌ الطّاهرين‌، و اللّعنة‌ الدّائمة‌ علي‌ اعدائهم‌ اجمعين‌،
من‌ الآن‌ الي‌ قيام‌ يوم‌ الدّين‌

مسأله‌ 1ـ شخص‌ مسلمان‌ بايد به‌ اصول‌ دين‌ از روي‌ دليل‌ اعتقاد پيدا كند ونمي‌تواند در اصول‌ دين‌ تقليد نمايد، يعني‌ بدون‌ سؤال‌ از دليل‌، گفتة‌ كسي‌ را قبول‌ كند.ولي‌ در احكام‌ دين‌ در غير ضروريّات‌ و قطعيّات‌ بايد يا مجتهد باشد كه‌ بتواند احكام‌را از روي‌ دليل‌ به‌ دست‌ آورد، و يا از مجتهد تقليد كند، يعني‌ بدون‌ سؤال‌ از دليل‌ به‌دستور او رفتار نمايد،
يا از راه‌ احتياط‌ طوري‌ به‌ وظيفة‌ خود عمل‌ نمايد كه‌ يقين‌ كند تكليف‌ خود را انجام‌داده‌ است‌. مثلاًاگر عدّه‌اي‌ از مجتهدين‌ عملي‌ را حرام‌ مي‌دانند و عدّة‌ ديگر مي‌گويندحرام‌ نيست‌، آن‌ عمل‌ را انجام‌ ندهد. و اگر عملي‌ را بعضي‌ واجب‌ و بعضي‌ مستحب‌مي‌دانند، آن‌ را بجا آورد. پس‌ كساني‌ كه‌ مجتهد نيستند و نمي‌توانند به‌ احتياط‌ عمل‌كنند، واجب‌ است‌ از مجتهد تقليد نمايند.


مسأله‌ 2ـ تقليد در احكام‌، عمل‌ كردن‌ به‌ دستور مجتهد است‌. و از مجتهدي‌ بايدتقليد كرد كه‌ مرد و بالغ‌ و عاقل‌ و شيعة‌ دوازده‌ امامي‌ وحلال‌ زاده‌ و زنده‌ و عادل‌ باشد.و عادل‌ كسي‌ است‌ كه‌ كارهايي‌ را كه‌ بر او واجب‌ است‌ به‌ جا آورد و كارهايي‌ را كه‌ بر اوحرام‌ است‌ ترك‌ كند و به‌ جا آوردن‌ واجبات‌ و ترك‌ حرام‌ براي‌ داعي‌ الهي‌ باشد كه‌حتي‌ اگر كسي‌ هم‌ از حال‌ او اطلاع‌ نداشته‌ باشد، واجبات‌ را به‌ جا بياورد وحرامها راترك‌ كند. و نشانة‌ عدالت‌ اين‌ است‌ كه‌ در ظاهر شحص‌ خوبي‌ باشد، كه‌ اگر از اهل‌محل‌ يا همسايگان‌ او يا كساني‌ كه‌ با او معاشرت‌ دارند حال‌ او را بپرسند، خوبي‌ او راتصديق‌ نمايند. و درصورتي‌ كه‌ اختلاف‌ فتوي‌ بين‌ مجتهدين‌ درمسائل‌ محل‌ ابتلاء ولو اجمالاً معلوم‌ باشد، لازم‌ است‌ مجتهدي‌ كه‌ انسان‌ از او تقليد مي‌كند اعلم‌ باشد.يعني‌ در فهميدن‌ حكم‌ خدا از تمام‌ مجتهدهاي‌ زمان‌ خود بهتر باشد.
مسأله‌ 3ـ مجتهد واعلم‌ را از سه‌ راه‌ مي‌توان‌ شناخت‌:
(اول‌) آنكه‌ خود انسان‌ يقين‌ كند، مثل‌ آنكه‌ از اهل‌ علم‌ باشد و بتواند مجتهد واعلم‌را بشناسد.
(دوم‌) آنكه‌ دو نفر عالم‌ و عادل‌، كه‌ مي‌توانند مجتهد و اعلم‌ را تشخيص‌ دهند،مجتهد بودن‌ يااعلم‌ بودن‌ كسي‌ را تصديق‌ كنند، به‌ شرط‌ آنكه‌ دو نفر عالم‌ و عادل‌ ديگربا گفتة‌ آنان‌ مخالفت‌ ننمايند. و اجتهاد يا اعلميت‌ كسي‌ به‌ گفتة‌ يك‌ نفر كه‌ مورد و ثوق‌باشد آيا ثابت‌ مي‌شود؟ محل‌ اشكال‌ است‌.
(سوم‌) آنكه‌ عدّه‌اي‌ از اهل‌ علم‌ كه‌ مي‌توانند مجتهد و اعلم‌ را تشخيص‌ دهند، و ازگفتة‌ آنان‌ اطمينان‌ پيدا مي‌شود، مجتهد بودن‌ يا اعلم‌ بودن‌ كسي‌ را تصديق‌ كنند.
مسأله‌ 4ـ اگر اختلاف‌ بين‌ مجتهدين‌ و لو اجمالاً معلوم‌ و شناختن‌ اعلم‌ مشكل‌باشد، لازم‌ است‌ احتياط‌ كند، و درصورتي‌ كه‌ احتياط‌ ممكن‌ نباشد، بايد از كسي‌ تقليدكند كه‌ گمان‌ به‌ اعلم‌ بودن‌ او دارد. بلكه‌ اگر احتمال‌ ضعيفي‌ هم‌ بدهد كه‌ كسي‌ اعلم‌است‌ و بداند ديگري‌ از او اعلم‌ نيست‌، بايد از او تقليد نمايد.
مسأله5‌ ـ به‌ دست‌ آوردن‌ فتوي‌ يعني‌ دستور مجتهد چهار راه‌ دارد.
(اول‌) شنيدن‌ از خود مجتهد.
(دوم‌) شنيدن‌ از دونفر عادل‌ كه‌ فتواي‌ مجتهد را نقل‌ كنند.
(سوم‌) شنيدن‌ از كسي‌ كه‌ انسان‌ به‌ گفتة‌ او اطمينان‌ دارد.
(چهارم‌) ديدن‌ در رسالة‌ مجتهد در صورتي‌ كه‌ انسان‌ به‌ درستي‌ آن‌ رساله‌ اطمينان‌داشته‌ باشد.
مسأله‌6 ـ تا انسان‌ يقين‌ نكند كه‌ فتواي‌ مجتهد عوض‌ شده‌ است‌، مي‌تواند به‌ آنچه‌در رسالة‌ او نوشته‌ شده‌ عمل‌ نمايد، و اگر احتمال‌ دهد كه‌ فتواي‌ او عوض‌ شده‌،جستجو لازم‌ نيست‌.
مسأله7‌ ـ اگر مجتهد اعلم‌ در مسأله‌اي‌ فتوي‌ دهد، مقلد آن‌ مجتهد يعني‌ كسي‌ كه‌از او تقليد مي‌كند نمي‌تواند در آن‌ مسأله‌ به‌ فتواي‌ مجتهد ديگر عمل‌ كند، ولي‌ اگرفتوي‌ ندهد و بفرمايد احتياط‌ آن‌ است‌ كه‌ فلان‌ طور عمل‌ شود، مثلاً بفرمايد احتياط‌ آن‌است‌ كه‌ در ركعت‌ اوّل‌ و دوم‌ نماز، بعد از سورة‌ حمد يك‌ سورة‌ تمام‌ بخواند، مقلدبايد به‌ اين‌ احتياط‌ كه‌ واجبش‌ مي‌گويند عمل‌ كند و يابه‌ فتواي‌ مجتهد ديگري‌ كه‌تقليدش‌ جائز است‌ عمل‌ نمايد، پس‌ اگر او فقط‌ سورة‌ حمد را كافي‌ بداند مي‌تواندسوره‌ را ترك‌ كند، و همچنين‌ است‌ اگر مجتهد اعلم‌ بفرمايد مسأله‌ محل‌ تامّل‌ يا محل‌اشكال‌ است‌.
مسأله‌8 ـ اگر مجتهد اعلم‌ بعد از آنكه‌ در مسأله‌اي‌ فتوي‌ داده‌ يا پيش‌ از آن‌ احتياط‌كند، مثلاً بفرمايد ظرف‌ نجس‌ را كه‌ يك‌ مرتبه‌ در آب‌ كر بشويند پاك‌ مي‌ شود، اگر چه‌احتياط‌ آن‌ است‌ كه‌ سه‌ مرتبه‌ بشويند، مقلد او ميتواند عمل‌ به‌ اين‌ احتياط‌ راترك‌ نمايدو اين‌ را احتياط‌ مستحب‌ّ مي‌نامند.
مسأله‌9 ـ اگر مجتهدي‌ كه‌ انسان‌ از اوتقليد مي‌كند ازدنيا برود، در صورتي‌ كه‌ به‌فتواي‌ او عمل‌ كرده‌، يا فتواي‌ او مطابق‌ با احتياط‌، يا نظر مجتهد جامع‌ الشّرائط‌ اعلم‌زنده‌ باشد، عمل‌ به‌ فتواي‌ او جائز است‌. ولي‌ اگر فتواي‌ عمل‌ شده‌ را فراموش‌ كرده‌،بايد به‌ مجتهد زنده‌ رجوع‌ نمايد.
مسأله10‌ ـ اگر در مسأله‌اي‌ فتواي‌ مجتهد را ياد گرفته‌، و بعد از مردن‌ او در همان‌مسأله‌ بر حسب‌ وظيفه‌اش‌ از مجتهد زنده‌ تقليد نمايد، دوباره‌ نمي‌تواند آن‌ را مطابق‌فتواي‌ مجتهدي‌ كه‌ از دنيا رفته‌ است‌ انجام‌ دهد.
مسأله11‌ ـ مسائلي‌ را كه‌ انسان‌ غالباً به‌ آنها احتياج‌ دارد و اجب‌ است‌ ياد بگيرد.
مسأله‌12 ـ اگر براي‌ انسان‌ مسأله‌اي‌ پيش‌ آيد كه‌ حكم‌ آن‌ را نمي‌داند لازم‌ است‌ كه‌احتياط‌ كند، يا اينكه‌ باشرائطي‌ كه‌ ذكر شد تقليد نمايد، ولي‌ چنانچه‌ مخالفت‌ غير اعلم‌با اعلم‌ را اجمالاً بداند وتاخير و اقعه‌ و احتياط‌ ممكن‌ نباشد و دستش‌ به‌ اعلم‌ نرسد،جائز است‌ از غير اعلم‌ تقليد نمايد.
مسأله13‌ ـ اگر كسي‌ فتواي‌ مجتهدي‌ را به‌ ديگري‌ بگويد، چنانچه‌ فتواي‌ آن‌ مجتهدعوض‌ شود، لازم‌ نيست‌ به‌ اوخبر دهد كه‌ فتواي‌ آن‌ مجتهد عوض‌ شده‌، ولي‌ اگر بعداز گفتن‌ فتوي‌ دانست‌ اشتباه‌ كرده‌، درصورتي‌ كه‌ ممكن‌ باشد بايد اين‌ اشتباه‌ را برطرف‌ كند.
مسأله14‌ ـ اگر مكلّف‌ مدتي‌ اعمال‌ خود را بدون‌ تقليد انجام‌ دهد، سپس‌ ازمجتهدي‌ تقليد نمايد، در صورتي‌ كه‌ آن‌ مجتهد به‌ صحّت‌ اعمال‌ گذشته‌ حكم‌ نمايد،آن‌ اعمال‌ صحيح‌؛ و الاّ محكوم‌ به‌ بطلان‌ است‌.

 

اضافه کردن نظر


عنوان
 
 
69468
امروزامروز28
دیروزدیروز15
این هفتهاین هفته280
این ماهاین ماه1211
تمام بازدیدهاتمام بازدیدها69468