www.Alrahmati.ir

پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله شیخ محمد رحمتی

.
شنبه 29 مهر 1396.
.
السبت 1 صفر 1439.
.
Oct 21 2017.
.

حد قذف‌ (نسبت‌ زنا یا لواط‌ به‌ كسی‌ دادن‌)

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

مسئله‌ 132 ـ قذف‌ این‌ است‌ كه‌ انسانی‌ به‌ انسان‌ دیگر نسبت‌ زنا یا لواط‌دهد. و این‌ كار از بزرگترین‌ گناهان‌ است‌. و اگر نسبت‌ سحق‌ كه‌ در مسئله‌122 گفته‌ شد به‌ زنی‌ داد قذف‌ محقق‌ می‌شود؟ محل‌ كلام‌ است‌. خداوندمتعال‌  درسوره‌ نور فرموده‌: «والذین‌ یرمون‌ المحصنات‌ ثم‌ لم‌ یأتوا باربعة‌شهداء فاجلدوهم‌ ثمانین‌ جلده‌« (1) و در آیه‌ دیگر دارد(2) «ان‌ الذین‌یرمون‌ المحصنات‌ الغافلات‌ المؤمنات‌ لعنوا فی‌ الدنیا والاخرة‌ ولهم‌عذاب‌ عظیم‌» و در خبر(3) از پیغمبر بزرگوار اسلام‌ (صلی الله  علیه و آله وسلم)  دارد. هر كس‌نسبت‌ زنا به‌ مرد یا زن‌ پاكدامن‌ داد. خداوند عمل‌ او را باطل‌ می‌كند. و درخبر(4) دیگر وارد شده‌ كه‌ نسبت‌ زنا به‌ زن‌ پاكدامن‌ عبادت‌ یك‌ سال‌ را ازبین‌ می‌برد.
مسئله‌ 133 ـ اگر به‌ كسی‌ گفت‌ زنا كردی‌ یا گفت‌ لواط‌ كردی‌ یا به‌ زن‌ یامردی‌ گفت‌ تو زانی‌ هستی‌ . یا به‌ مردی‌ گفت‌ تو لواط‌ كرده‌ای‌ یا گفت‌ لواط‌داده‌ای‌ یا تو در دبر نكاح‌ (عبارت‌ دیگر صریح‌ آن‌ بلغت‌ دیگری‌) شده‌ای‌قذف‌ محقق‌ می‌شود.
مسئله‌ 134 ـ چنانچه‌ زنا را به‌ یكی‌ از پدر یا مادر كسی‌ نسبت‌ دهد. حق‌ حدبرای‌ آنان‌ است‌. و هم‌ چنین‌ اگر به‌ یكی‌ از بستگان‌ یا شوهر یا زن‌ كسی‌نسبت‌ دهد. حق‌ حد برای‌ كسی‌ است‌ كه‌ نسبت‌ زنا به‌ او داده‌ شده‌.
مسئله‌ 135 ـ اگر بسبب‌ نسبت‌ زنا یا لواط‌ به‌ دیگری‌ دادن‌. سرزنشی‌متوجه‌ مخاطب‌ گردد. حق‌ تأدیب‌ برای‌ وی‌ ثابت‌ است‌.
مسئله‌ 136 ـ چنانچه‌ به‌ كسی‌ گفت‌ با فلان‌ زنا كرده‌ای‌. یا با فلان‌ لواط‌كرده‌ای‌. آیا حد قذف‌ برای‌ آن‌ زن‌ یا مرد نیز ثابت‌ می‌شود؟ محل‌ خلاف‌است‌. و چنانچه‌ قذف‌ آنان‌ نیز باشد. به‌ این‌ گفته‌ دو حد تعلق‌ می‌گیرد. یكی‌برای‌ نسبت‌ به‌ مخاطب‌. دیگری‌ برای‌ نسبت‌ به‌ آن‌ زن‌ یا مرد كه‌ طرف‌ عمل‌خوانده‌.
مسئله‌ 137 ـ اگر به‌ فرزند خود اعتراف‌ كرده‌. گفت‌ فرزند من‌ نیستی‌.مادرش‌ را قذف‌ كرده‌. و حق‌ حد قذف‌ برای‌ مادر ثابت‌ می‌شود. ولی‌ اگرمنظورش‌ این‌ باشد كه‌ چون‌ رفتار و كردار پدر را نداری‌. لایق‌ فرزندی‌ من‌نیستی‌. قذف‌ به‌ شمار نمی‌آید.
مسئله‌ 138 ـ چنانچه‌ مرد نسبت‌ زنا به‌ زن‌ خود داد و كار به‌ لعان‌ كشید بعداز لعان‌ و جدا شدن‌ از یكدیگر نسبت‌ زنا به‌ آن‌ زن‌ داد. حد قذف‌ بر مردثابت‌ می‌گردد.
مسئله‌ 139 ـ اگر نسبت‌ زنا به‌ زنی‌ كه‌ حد زنا خورده‌ داد و آن‌ زن‌ توبه‌نكرده‌. حد ندارد. و بعد از توبه‌ در ثبوت‌ حد قذف‌ اشكال‌ است‌.
مسئله‌ 140 ـ چنانچه‌ به‌ كسی‌ دیوث‌ گفت‌ و معنای‌ این‌ كلام‌ نزد مردم‌. واردكردن‌ مردان‌ بر زن‌ خود باشد. و از آن‌ نسبت‌ زنا به‌ زن‌ برداشت‌ شود. حدقذف‌ ثابت‌ است‌ و نسبت‌ به‌ مخاطب‌ نیز گوینده‌ باید تأدیب‌ شود.
شرایط‌ قاذف‌
مسئله‌ 141 ـ در ثبوت‌ حد قذف‌. چند شرط‌ در گوینده‌ معتبر است‌. اول‌بلوغ‌. دوم‌، عقل‌. سوم‌ اختیار. پس‌ اگر انسان‌ نابالغی‌ یا دیوانه‌ای‌ نسبت‌ زنا یالواط‌ به‌ كسی‌ داد. حد ندارد. وهم‌ چنین‌ بدون‌ قصد یا از روی‌ سهو. یا اگراكراه‌ بر نسبت‌ دادن‌ شد. و اگر مست‌ باشد و نسبت‌ زنا یا لواط‌ به‌ كسی‌بدهد. آیا موجب‌  حد هست‌ یا نه‌؟ اشكال‌ است‌. به‌ هر حال‌ اگر مستی‌ به‌حدی‌ نیست‌ كه‌ معنی‌ كلام‌ خود را نداند و بی‌ قصد باشد حد دارد. و هم‌چنین‌ اگر مستی‌ به‌ اختیار باشد بنابر اقوی‌.
مسئله‌ 142 ـ در حد قذف‌ بنابر مشهور بین‌ علماء فرقی‌ بین‌ انسان‌ آزاد یابنده‌ و كنیز نیست‌. و حق‌ همین‌ است‌ و آنان‌ نیز در مورد قذف‌ كسی‌ 80تازیانه‌ می‌خورند.
شرایط‌ مقذوف‌ (كسی‌ نسبت‌ زنا یا لواط‌ به‌ او می‌دهند)
مسئله‌ 143 ـ مقذوف‌. پنج‌ شرط‌ دارد كه‌ با تحقق‌ این‌ شروط‌ حق‌ّ حدّ قذف‌برای‌ وی‌ ثابت‌ می‌شود. اول‌، بلوغ‌. دوم‌، عقل‌. سوم‌ آزاد بودن‌ (بنده‌ یا كنیزنباشد). چهارم‌، مسلم‌ باشد. پنجم‌، عفیف‌ بودن‌. و اگر یكی‌ از این‌ شروط‌ یابیشتر نبود. حد قذف‌ ثابت‌ نیست‌. و فقط‌ قاذف‌ در غیر مورد شرط‌ اخیرباید تأدیب‌ شود در غیر مورد شرط‌ اخیر.
مسئله‌ 144 ـ چنانچه‌ به‌ كسی‌ كه‌ مسلم‌ است‌ گفت‌ مادرت‌ زنا كرده‌ و مادركافر یا كنیز باشد. آیا حد قذف‌ ثابت‌ است‌؟ دو قول‌ است‌. و اقرب‌ ثبوت‌حد در مورد مادر است‌ كه‌ كافر باشد.
مسئله‌ 145 ـ نسبت‌ زنای‌ اكراهی‌ به‌ زنی‌ كه‌ با اكراه‌ تن‌ به‌ جماع‌ داده‌ حدندارد. ولی‌ تأدیب‌ (تعزیر) دارد و اگر نسبت‌ زنا را داد و منظور خود رامشخص‌ نكرد روایتی(5)‌ صحیح‌ دارد كه‌ حد قذف‌ می‌خورد. و مانعی‌ ازعمل‌ باین‌ روایت‌ نیست‌.
مسئله‌ 146 ـ یهودی‌ یا نصرانی‌ چنانچه‌ به‌ هم‌ كیش‌ خود نسبت‌ زنا داد.حد قذف‌ ثابت‌ است‌. و اگر نسبت‌ زنا یا لواط‌ به‌ مرد مسلم‌ یا زن‌ مسلمه‌ داد.علاوه‌ بر 80 تازیانه‌ حد قذف‌ 79 تازیانه‌ نیز اضافه‌ بر وی‌ نواخته‌ می‌شود. وسر وی‌ را اگر مرد است‌ تراشیده‌ در بین‌ اهل‌ دین‌ خودش‌ او را می‌گردانند تابرای‌ دیگری‌ سرمشق‌ باشد.
مسئله‌ 147 ـ چنانچه‌ مسلمی‌ كه‌ 12 امامی‌ نیست‌ قذف‌ شد. حق‌ حد قذف‌برای‌ او ظاهراً ثابت‌ است‌. ولی‌ اگر مسلمی‌ نسبت‌ لواط‌ به‌ بعض‌ طوائف‌اهل‌ سنت‌ كه‌ آن‌ را گناه‌ بزرگ‌ نمی‌شمارند بدهد در حد قذف‌ تأمل‌ است‌.
مسئله‌ 148 ـ پدر كه‌ به‌ فرزند خود (دختر یا پسر) نسبت‌ زنا یا لواط‌ بدهدحد ندارد. و هم‌ چنین‌ اگر به‌ مادر فرزند خود نسبت‌ داد. و مادر مرد و حق‌حد به‌ ارث‌ به‌ فرزند مرد رسید. بلی‌ اگر مادر فرزند. فرزند دیگری‌ دارد ازپدری‌ دیگر یا خویشانی‌ مادر دارد حد قذف‌ بآنان‌ ارث‌ می‌رسد و می‌تواننداز حق‌ استفاده‌ كرده‌. قاذف‌ را درخواست‌ حد خوردن‌ كنند.
مسئله‌ 149 ـ حد قذف‌ بین‌ مادر و فرزند ثابت‌ است‌. هر كدام‌ به‌ دیگری‌نسبت‌ زنا یا مادر به‌ فرزند خود نسبت‌ لواط‌ دهد. حق‌ حد محقق‌ است‌. وهم‌ چنین‌ اگر فرزند (پسر یا دختر) پدر خود را قذف‌ نماید.
مسئله‌ 150 ـ اگر دو مرد عفیف‌ نسبت‌ زنا یا لواط‌ به‌ یكدیگر دهند. حد ازآنان‌ ساقط‌ است‌. ولی‌ باید هر كدام‌ تأدیب‌ شوند. و بعید نیست‌ اگر دو زن‌نیز نسبت‌ زنا به‌ هم‌ بدهند و یا زن‌ به‌ مردی‌. و مرد به‌ آن‌ زن‌. حد ساقط‌ وتأدیب‌ ثابت‌ باشد.
مسئله‌ 151 ـ چنانچه‌ به‌ دو نفر گفت‌ یكی‌ از شما زانی‌ است‌ و یك‌ یا هردوی‌ آنان‌ قذفش‌ حرام‌ باشد. در ثبوت‌ حد اشكال‌ است‌. و بعید نیست‌اگر هر دو مطالبه‌ حد بكنند. قاذف‌ حد بخورد. و چنانچه‌ قذف‌ هیچ‌ یك‌حد نداشته‌ باشد. حد قطعاً ندارد.
مسئله‌ 152 ـ مردی‌ كه‌ به‌ زن‌ خود می‌گوید تو را بكر نیافتم‌. غیر از تأدیب‌به‌ چند تازیانه‌. چیزی‌ دیگر بر وی‌ نیست‌. و اگر این‌ سخن‌ را تكرار كند. هربار چند تازیانه‌ می‌خورد. ولی‌ اگر در مقام‌ سرزنش‌ نباشد. در ثبوت‌ تعزیر(تأدیب‌) اشكال‌ است‌.
مسئله‌ 153 ـ اگر فرزند را قذف‌ كرد. حق‌ حد برای‌ پدر وی‌ نیست‌. مگربمیرد و حق‌ حد به‌ پدر ارث‌ برسد.
مسئله‌ 154 ـ چنانچه‌ كسی‌ را قذف‌ می‌كند. مسلم‌ و كامل‌ باشد. ولی‌ درمخاطب‌ شرایط‌ محقق‌ نباشد حق‌ حد برای‌ مقذوف‌ ثابت‌ است‌. (مثلاً به‌مردی‌ كه‌ مادرش‌ مسلم‌ و خودش‌ نصرانی‌ یا یهودی‌ است‌) بگوید مادرت‌زنا كرده‌. حق‌ حد برای‌ مادر محقق‌ است‌. ولو این‌ نسبت‌ اگر به‌ فرزند وی‌داده‌ می‌شود. حد نداشت‌.
مسئله‌ 155 ـ اگر بعد از نسبت‌ زنا یا لواط‌. زنا یا لواط‌ صورت‌ گرفت‌. حق‌حد قذف‌ ساقط‌ نمی‌شود (چون‌ نسبت‌ قبل‌ از ارتكاب‌ بوده‌). بلی‌ اگر به‌مسلمی‌ كه‌ قبلاً كافر بوده‌. بگوید در حال‌ كفر زنا كرده‌ای‌ یا لواط‌ داده‌ای‌ حدندارد. و هم‌ چنین‌ اگر این‌ نسبت‌ را به‌ حال‌ كودكی‌ یا دیوانگی‌ یا بندگی‌ به‌وی‌ بدهد.
مسئله‌ 156 ـ چنانچه‌ بگوید هر كس‌ مرا زناكار یا لواط‌ كار بداند. خودش‌زنا یا لواط‌ كرده‌ یا مادرش‌ زنا كار است‌. سپس‌ كسی‌ نسبت‌ را به‌ وی‌ داد. حدبر گوینده‌ ثابت‌ نیست‌. مگر آنكه‌ در گذشته‌ كسی‌ این‌ نسبت‌ را به‌ او داده‌ ومقصودش‌ وی‌ بوده‌ و در سخنش‌ روشن‌ باشد كه‌ حد ثابت‌ است‌.
مسئله‌ 157 ـ اگر كسی‌ را كه‌ استحقاق‌ دشنام‌ یا مسخره‌ شدن‌ ندارد. دشنام‌داد. ناسزا گفت‌ و یا مسخره‌ كرد. یا به‌ كنایه‌ نسبت‌ زنا داد. تأدیب‌ می‌شود وحد ندارد. و در پاره‌ای‌ روایات(6) دارد كه‌ امیرالمؤمنین‌ (علیه السلام) مردی‌ را كه‌به‌ دیگری‌ گفته‌ بود. ای‌ خوك‌. ای خر تأدیب‌ فرمودند. و در روایتی(7)‌دیگر وارد شده‌ كه‌ آن‌ جناب‌ دستور دادند كسی‌ كه‌ به‌ برادر مسلم‌ خودگفت‌. ای‌ فاجر یا ای‌ كافر یا ای‌ خبیث‌. یا ای‌ فاسق‌. یا ای‌ منافق‌. یا ای‌الاغ‌. او را 39 تازیانه‌ بزنند.
مسئله‌ 158 ـ چنانچه‌ به‌ زن‌ یا دختری‌ بالغ‌ نسبت‌ سحق‌ داد. اقوی‌ این‌ است‌كه‌ باید تأدیب‌ شود. (معنی‌ سحق‌ در مسئله‌ 122 گذشت‌)
مسئله‌ 159 ـ اگر كسی‌ نسبت‌ زنا یا لواط‌ به‌ مرده‌ داد. حد قذف‌ ثابت‌ است‌و به‌ وارث‌ به‌ ارث‌ می‌رسد.
مقدار حد قذف‌
مسئله‌ 160 ـ حد قذف‌ 80 تازیانه‌ است‌. مرد باشد یا زن‌. آزاد باشد یامملوك‌ (بنده‌ یا كنیز)
مسئله‌ 161 ـ كسی‌ را كه‌ حد قذف‌ می‌زنند برهنه‌ نمی‌كنند. فقط‌ رداء از اوبرداشته‌ زدنی‌ متوسط‌ نه‌ سخت‌ و نه‌ آهسته‌ بر او نواخته‌ شده‌. و بر همه‌جای‌ بدن‌ وی‌ زده‌ می‌شود.
مسئله‌ 162 ـ بعضی‌ از علماء گفته‌اند قاذف‌ باید در بین‌ مردم‌ شناسانده‌شده‌ (همانند شاهد دروغی‌) تا از شهادت‌ او پرهیز كرده‌ نپذیرند. ولی‌این‌ گفته‌ محل‌ اشكال‌ است‌.
مسئله‌ 163 ـ چنانچه‌ به‌ كسی‌ مكرر نسبت‌ زنا یا لواط‌ بدهد. یك‌ حد بیشترلازم‌ نیست‌. ولی‌ بعد از اجرای‌ حد اگر دوباره‌ نسبت‌ زنا یا لواط‌ داد. باز حدمی‌خورد.
مسئله‌ 164 ـ اگر چندین‌ نفر به‌ یكی‌ نسبت‌ زنا یا لواط‌ دادند. بر هر یك‌ حدلازم‌ می‌آید. و مقذوف‌ (آنرا كه‌ نسبت‌ داده‌اند) می‌توان‌ بعضی‌ را ببخشد ونسبت‌ به‌ بعض‌ دیگر درخواست‌ اجرای‌ حد نماید. ولی‌ اگر یك‌ نفر به‌چندین‌ نفر نسبت‌ زنا یا لواط‌ داد. چنانچه‌ یك‌ بار دسته‌ جمعی‌ وی‌ را برای‌حد آوردند یك‌ حد كافی‌ است‌. و اگر متفرقاً آوردند برای‌ هر كدام‌ یك‌ حدمی‌خورد. و در بعضی‌ روایات‌ معتبر(8) دارد.اگر به‌ یك‌ كلمه‌ دسته‌ای‌ را قذف‌ كرد یك‌ حد بر او زده‌ می‌شود. و اگر متفرقاًقذف‌ نمود برای‌ هر یك‌. یك‌ حد می‌خورد.
مسئله‌ 165 ـ كسی‌ را كه‌ دو بار حد قذف‌ بر او جاری‌ گشته‌ برای‌ قذف‌ بارسوم‌ می‌كشند.
مسئله‌ 166 ـ سقوط‌ حد از قاذف‌ به‌ یكی‌ از سه‌ چیز است‌. اول‌، كسی‌ كه‌ اورا قذف‌ كرده‌ تصدیقش‌ نماید. دوم‌. بینه‌ (شهود عادل‌) به‌ ترتیبی‌ كه‌ دراثبات‌ زنا و لواط‌ لازم‌ است‌ اقامه‌ كند. سوم‌ لعان‌ مقذوف‌ او را عفو سازد. راه‌چهارمی‌ نیز برای‌ مردی‌ است‌ كه‌ به‌ زن‌ خود نسبت‌ زنا داده‌ و آن‌ لعان‌ است‌كه‌ با تحقق‌ لعان‌ با شرایط‌. حد قذف‌ از مرد ساقط‌ می‌گردد.
مسئله‌ 167 ـ چنانچه‌ مقذوف‌ (كسی‌ كه‌ نسبت‌ زنا یا لواط‌ به‌ او داده‌ شده‌)مطالبه‌ حد قذف‌ نكرد تا مرد. حق‌ حد به‌ وارث‌ نسبی‌ او طبق‌ مراتب‌ ارث‌منتقل‌ می‌گردد. و ارث‌ سببی‌ مانند زن‌ و شوهر در حد قذف‌ وارث‌ نیستند.مگر با هم‌ خویش‌ بوده‌ وارث‌ باشند.
مسئله‌ 168 ـ حق‌ حد قذف‌ را اگر همه‌ وارث‌ عفو كردند. تنها یكی‌ از آنان‌تقاضای‌ اجرای‌ حد كرد حد نواخته‌ می‌شود و عفو بقیه‌ اثر ندارد.
راه‌ اثبات‌ قذف‌
مسئله‌ 169 ـ قذف‌ سبب‌ اقرار خود قاذف‌ یا بینه‌ ثابت‌ می‌شود. و شروطی‌كه‌ در باب‌ اثبات‌ زنا در مورد اقرار گفته‌ شد در این‌ جا نیز معتبر است‌. و یك‌بار اقرار كافی‌ است‌. و احتیاطاً دو بار كه‌ اكثر علماء گفته‌اند مراعات‌ شود. ودو بینه‌ دو شاهد عادل‌ مرد لازم‌ است‌ و شهادت‌ زن‌ها خواه‌ تنها باشند یا بامرد. در مورد اثبات‌ قذف‌ پذیرفته‌ نیست‌.

اضافه کردن نظر


عنوان
 
 
69468
امروزامروز28
دیروزدیروز15
این هفتهاین هفته280
این ماهاین ماه1211
تمام بازدیدهاتمام بازدیدها69468