www.Alrahmati.ir

پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله شیخ محمد رحمتی

.
چهارشنبه 22 آذر 1396.
.
الأربعاء 25 ربيع أول 1439.
.
Dec 13 2017.
.

طواف‏

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

 واجب دوم عمره تمتع ، طواف است و با ترك آن از روى عمد ، چه حكم را بداند يا نداند يا موضوع را ، حج فاسد مى‏شود . و ترك آن به تأخيرش تا زمانى كه ديگر نتواند خود را به اندازه درك مقدار ركن از وقوف در عرفات برساند محقق مى‏شود و چنانچه عمره‏ اش‏ باطل شود ، آيا احرامش نيز باطل خواهد بود ؟ خالى از تأمل نيست . و بهتر بلكه أحوط در اين صورت عدول به حج افراد است و اين احتياط ترك نشود و بر هر دو تقدير واجب است حج را در سال بعد اگر واجب بوده اعاده نمايد .
 در طواف چند چيز شرط است :
 اول : نيت و قصد قربت و طواف بدون قربت باطل است .
 دوم : طهارت از حدث اكبر و اصغر ، پس چنانچه از روى عمد يا نادانى يا فراموشى در حالت حدث و بدون طهارت طواف نمايد ، طوافش صحيح نخواهد بود .
 مسأله 287 - چنانچه از محرم در اثناى طواف حدثى سر زد ، مسأله چند صورت خواهد داشت :
 1 - آن كه حدث پيش از رسيدن به نصف طواف باشد ، كه در اين صورت طواف باطل و لازم است پس از طهارت اعاده شود .
 2 - آن كه حدث بعد از تمامى دور چهارم و بدون اختيار باشد ، كه در اين صورت طواف را قطع نموده و طهارت گرفته و طواف را از همانجا كه قطع نموده ادامه مى‏دهد .
 3 - آن كه حدث بعد از نصف و پيش از تمامى دور چهارم طواف ، يا بعد از تمامى دور چهارم و اختيارى باشد كه احوط در اين دو صورت اين است كه طواف خود را پس از طهارت از جايى كه قطع نموده تمام كرده ، سپس اعاده‏اش نمايد و كافى است كه پس از قطع طواف و طهارت ، يك طواف كامل به قصد اعم از تمام كردن طواف پيش و طواف كامل جديد به جا آورد . به اين معنى كه قصدش اين باشد كه طوافى را كه به جا مى‏آورد ، چنانچه تمامش بر ذمه بوده ، به اين طواف ذمه او فارغ مى‏شود و گرنه مقدارى از آن به جاى كمبود طواف سابق و باقيمانده لغو باشد .
 مسأله 288 - اگر پيش از شروع به طواف يا در اثناى آن شك در طهارت بنمايد ، چنانچه بداند كه قبلاً با طهارت بوده و نمى‏داند بعداً از او حدثى سر زده يا نه ، در اين صورت اعتناء به شك خود نكند و در غير اين صورت واجب است طهارت گرفته و شروع به طواف كند يا طوافى را كه در دست داشته از سر بگيرد .
 مسأله 289 - هرگاه پس از فراغت از طواف ، شك در طهارت نمايد ، به شك خود اعتناء نكند ؛ هر چند احوط اعاده است . ولى براى نماز طواف حتماً بايد وضوء بگيرد و اگر قبلاً جنب بوده يا غسل واجب ديگرى بر عهده داشته و بعد از طواف حدث اصغر از وى سر زده ، بايد بعد از غسل و وضوء طواف را اعاده نموده نماز طواف را بياورد .
 مسأله 290 - هرگاه مكلف نتواند وضوء بگيرد ، تيمم نموده و طواف را به جا آورد و احتياط لازم است تا آخر ازمنه امكان وضوء يا غسل صبر نموده سپس با تيمم داخل طواف شود و اگر تيمم هم نمى‏تواند بكند ، حكمش حكم كسى است كه نمى‏تواند طواف را بياورد ، پس اگر مأيوس از توانايى شد ، لازم است براى طواف نايب بگيرد و احوط و اولى اين است كه خود نيز بدون طهارت طواف نمايد .
 مسأله 291 - بر زن حائض و نفساء ( زائو ) بعد از گذشتن ايام حيض و نفاس و نيز بر جنب واجب است كه براى طواف غسل كنند ، و در صورت معذور بودن از غسل و مأيوس شدن از توانايى بر غسل تا آخر زمان ممكن واجب است با تيمم طواف كنند و احوط و اولى اين است كه نايب نيز بگيرند و در صورت معذور بودن از تيمم ، نايب گرفتن متعين است .
 مسأله 292 - هرگاه زن هنگام احرام براى عمره تمتع يا پس از احرام ، خون حيض ببيند و وقت گنجايش آوردن اعمال عمره را داشته باشد ، بايستى صبر كند تا پاك شود و غسل نموده و اعمال عمره را بياورد و چنانچه وقت وسعت اين كار را نداشته باشد ، مسأله داراى دو صورت خواهد بود :
 اول : آن كه حيضش هنگام احرام پيش از احرام يا هنگام احرام باشد ، در اين صورت حج تمتعش بدل به حج افراد شده و بر  او واجب است بعد از فراغت از حج ، عمره مفرده بياورد .
 دوم : آن كه حيضش بعد از احرام باشد ، در اين صورت آيا مخير است بين اين كه اول حج افراد را و بعد از فراغت ، عمره مفرده بياورد ( مانند صورت اول ) و بين اين كه اعمال عمره تمتع را بدون طواف و نمازش آورده ، به اين كه سعى و تقصير نموده و براى حج محرم شده و به عرفات و مشعر رفته و پس از فراغت از كارهاى منى و بازگشت به مكه قضاى طواف عمره را پيش از طواف حج بياورد ؟ احتياط لازم اختيار قسم اول ( حج افراد ) است گر چه كفايت قسم دوم نيز قوى است ودر صورتى كه يقين داشته باشد كه حيضش ادامه خواهد داشت و نمى‏تواند حتى پس از بازگشت از منى به مكه طواف نمايد ، براى طواف خود نايب گرفته كه حكم آن مى‏آيد و بايد شخصاً سعى را بياورد . و روزى كه بايد خود را آزمايش كند ، در حكم ايام حيض است و حكم آن ايام بر آن روز جارى است .
 مسأله 293 - اگر زن در اثناى طواف حيض شود ، مشهور بين فقهاء اين است كه اگر حيض شدن پيش از تمام شدن چهار شوط باشد ، طوافش باطل مى‏شود و چنانچه بعد از آن باشد ، آنچه آورده صحيح و واجب است بعد از پاكى و غسل نمودن باقيمانده را بياورد و احوط در هر دو صورت ( در صورت اول لزومى و در صورت دوم استحبابى ) اين است كه بعد از پاكى يك طواف كامل به نيت اعم از تمام و اتمام بياورد و اين چنين نيت كند كه اگر يك طواف كامل بر من واجب است ، كه اين طواف است و اگر آوردن كمبود طواف سابق بر من واجب است ، هر مقدار از اين طواف كمبود او را تكميل مى‏كند و باقيمانده زيادى باشد و اين در صورتى است كه وقت گنجايش اين كار را داشته باشد و در غير اين صورت چنانچه چهار شوط آورده ، سعى و تقصير نموده و براى حج محرم شود و لازم است پس از بازگشت از منى و قبل از طواف حج ، قضاى طواف عمره را به نحوى كه گفته شد بياورد و اگر كمتر از چهار شوط آورده حجّش را بدل به افراد كند و بعد از ختم آن عمره مفرده بياورد .
 مسأله 294 - هرگاه زن پس از طواف و پيش از نماز آن ، يعنى بين طواف و نمازش حيض شود ، طوافش صحيح است و نماز طواف را پس از پاكى و غسل به جا آورد و چنانچه وقت نداشت سعى و تقصير را آورده و نماز طواف را بعد از پاك شدن و غسل و وضوء پيش از طواف حج بياورد .
 مسأله 295 - هرگاه زنى پس از طواف و نمازش احساس نمود كه حيض دارد و نداند كه پيش از طواف يا پيش از نماز يا در اثناء بوده يا بعد از نماز رخ داده ، در اين صورت بنابر صحت طواف و نماز بگذارد و چنانچه بداند كه قبل از نماز حادث شده و وقتش هم تنگ است ، سعى و تقصير نموده و نماز را تا پس از پاكى تأخير بيندازد و عمره‏اش صحيح است .
 مسأله 296 - هرگاه زنى به مكه رسيد و مى‏توانست اعمال عمره را بياورد ولى با علم و عمد نياورد تا حيض شد و وقت هم تنگ شد ، ظاهراً عمره‏اش فاسد است و احتياط است كه عدول به حج افراد نموده و حج خود را اگر واجب بوده در سال بعد اعاده نمايد .
 مسأله 297 - طواف مستحبى را مى‏توان بدون طهارت آورد و طهارت در او معتبر نيست ولى نماز طواف مستحبى بدون طهارت صحيح نخواهد بود وبايد با طهارت باشد .
 مسأله 298 - كسى كه معذور از طهارت ( وضوء يا غسل ) تمام است ، مانند كسى كه در دست يا پايش شكستگى و زخمى است كه پانسمان شده و كسى كه ( سلس البول ) يعنى مرضى دارد كه بولش قطره قطره مى‏ريزد ، به همان دستورى كه براى نماز خود طهارت مى‏گيرد ، براى طواف نيز همان طهارت كافى است . و اما مبطون ( كسى كه نمى‏تواند از غايط خوددارى كند ) احوط است كه در صورت تمكن هم شخصاً طواف نموده و هم براى طواف نايب بگيرد . واما زن مستحاضه احوط است كه براى هركدام از طواف و نماز طواف وضوء بگيرد اگر استحاضه قليله باشد و يك غسل آورده براى هر دو و براى هر كدام نيز وضوء بگيرد ، اگر متوسطه باشد و اگر كثيره باشد غسل كند براى هر كدام و وضوء بگيرد و تكرار وضوء يا غسل براى نماز و طواف در صورتى است كه خون در حال طواف يا بعد از آن بيرون آيد و گر نه يك وضوء و غسل كافى است . و بعضى بزرگان گفته‏اند محتاج به وضوء نيست مگر اين كه محدث به حدث اصغر باشد كه در اين صورت احوط ضم وضوء است به غسل ولى احتياط لازم در اين قسم آوردن وضوء است وبهتروبلكه احتياط مستحب آوردن وضوء قبل ازغسل است.
 شرط سوم : از شرايط طواف ، طهارت از خبث است ؛ يعنى پاكى بدن و لباس پس طواف با بدن يا لباس نجس صحيح نيست و نجاستى كه در نماز بخشوده است ، مانند خون كمتر از درهم ، در طواف بخشوده نيست بنابر احتياط .
 مسأله 299 - بودن خون و خونابه زخم و دمل كه اجتناب از آن سخت باشد ، در بدن يا لباس ، در طواف مانعى ندارد و برطرف كردنش لازم نيست . همچنان كه بودن چيز نجس همراه انسان در طواف عيبى ندارد . و همچنين است نجس بودن چيزهايى كه در آن نماز خوانده نمى‏شود مانند هميان و كلاه و جوراب ، ولى ترك احتياط در پاك داشتن اينها سزاوار نيست خصوصاً اگر به آنها لباس گفته شود .
 مسأله 300 - در صورتى كه شخص نجس بودن بدن يا لباس خود را نمى‏دانسته و پس از انجام طواف بداند ، طوافش صحيح است و حاجتى به اعاده ندارد و همچنين است نماز طواف كه اگر نمى‏دانسته بدن يا لباسش نجس بوده و بعد از نماز دانست نمازش صحيح است .
 مسأله 301 - هرگاه نجاست بدن يا لباس خود را فراموش نموده و با آنها طواف نمود و بعد از طواف يادش آمد ، آيا طوافش صحيح است ؟ بعضى آن را صحيح مى‏دانند ولى اعاده آن با لباس پاك احوط است و چنانچه بعد از نماز طواف يادش بيايد كه بدن يا لباسش نجس بوده قطعاً بايد با بدن و لباس پاك نماز را اعاده نمايد .
 مسأله 302 - هرگاه نجس بودن بدن يا لباس خود را نمى‏دانسته و در اثناى طواف دانست يا آن كه پيش از فراغت از طواف بدن يا لباسش نجس شد ، اگر جامه پاكى داشته باشد ، همان جا جامه نجس را بيرون كرده و يا جامه پاك طواف خود را تمام نمايد و چنانچه جامه پاك همراه نداشته باشد ، اگر اين حادثه بعد از تمام شدن شوط چهارم بوده ، طواف را قطع نموده و پس از ازاله نجاست از بدن يا لباس باقيمانده طواف را به جا آورد و چنانچه علم به نجاست يا حدوثش پيش از تمام شدن شوط چهارم باشد باز هم طواف را قطع و نجاست را ازاله نموده و بنابر احتياط يك طواف كامل به قصد اعم از تمام يا اتمام به جا آورد ( معناى اعم و اتمام سابقاً بيان شد ) .
 شرط چهارم : از شرايط طواف نسبت به مردان مختون بودن است و احوط بلكه اظهر اين است كه بچه مميز كه خوب و بد را تشخيص مى‏دهد ، اگر محرم شود بايد ختنه كرده باشد و اما اگر بچه مميز نباشد و احرامش را وليش انجام دهد اعتبار ختان در او اگر اقوى نباشد ، احوط است .
 مسأله 303 - هرگاه محرم ختنه نشده ( خواه بالغ خواه بچه مميز ) طواف نموده ، طوافش كافى نخواهد بود و اگر طواف را ختنه شده اعاده نكند ، مانند كسى خواهد بود كه طواف را ترك كرده باشد و احكام آينده بر وى جارى خواهد شد .
 مسأله 304 - هرگاه مكلف ختنه نشده مستطيع شود ، اگر بتواند بين ختنه و حج در سال استطاعت جمع كند ، يعنى در همان سال خود را ختنه نموده و بعداً به حج برود ، واجب است اين چنين بكند و چنانچه ممكن نباشد حج را تا سال بعد تأخير نمايد . پس اگر متمكن از ختنه نباشد اصلاً ، به اين معنى كه ختنه كردن براى او ضرر يا مشقت يا ناراحتى داشته باشد ، لازم است حج را بياورد لكن احتياط است كه در عمره و حج شخصاً طواف نموده و براى طواف نايب نيز بگيرد ولى خودش نماز طواف را بخواند .
 شرط پنجم : از شرايط طواف ، پوشاندن عورت است بنابر احتياط و ساتر و لباس‏هاى ديگر كه غير از ساتر پوشيده بايستى مباح باشد و احوط آن است كه همه لباس‏هايش داراى جميع شرايط لباس نماز گزار و فاقد موانع باشد .

اضافه کردن نظر


عنوان
 
 
72011
امروزامروز80
دیروزدیروز24
این هفتهاین هفته115
این ماهاین ماه609
تمام بازدیدهاتمام بازدیدها72011