www.Alrahmati.ir

پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله شیخ محمد رحمتی

.
پنجشنبه 27 دي 1397.
.
الخميس 11 جماد أول 1440.
.
Jan 17 2019.
.

تروك احرام‏

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

در گذشته گفته شد كه احرام به تلبيه يا اشعار يا تقليد محقق مى‏شود و بدون آنها احرام منعقد نخواهد شد ، هر چند نيّت احرام حاصل شده باشد . پس هرگاه مكلف محرم شد ، بيست و پنج چيز بر او حرام مى‏شود كه آنها را تروك احرام مى‏نامند :
 1 - شكار حيوان صحرايى . 2 - نزديكى با زنان . 3 - بوسيدن زن . 4 - دست زدن يا لمس زن . 5 - نگاه كردن به زن از روى شهوت . 6 - استمناء . 7 - عقد نكاح . 8 - استعمال بوى خوش . 9 - پوشيدن لباس دوخته بر مردان . 10 - سرمه كشيدن . 11 - نگاه در آيينه . 12 - پوشيدن چكمه و جوراب بر مردان . 13 - دروغ گفتن و دشنام دادن . 14 - مجادله ( بگو مگو كردن ) . 15 - كشتن شپش و مانند آن . 16 - زينت كردن . 17 - روغنمالى بدن . 18 - كندن موى بدن يا برطرف كردن آن . 19 - پوشاندن سر بر مردان و سر زير آب فرو بردن حتى براى زنان . 20 - پوشاندن رو بر زنان . 21 - زير سايه رفتن بر مردان . 22 - خارج نمودن خون از بدن . 23 - ناخن گرفتن . 24 - دندان كشيدن . 25 - همراه داشتن سلاح .
 و تفصيل اين امور در مسائل ذيل بيان خواهد شد .
 



 مسأله 198 - محرم خواه در حرم خواه در حل ( خارج حرم ) باشد ، نبايد حيوان صحرايى را شكار نموده يا بكشد ، چه آن كه حلال گوشت باشد يا نباشد . همچنان كه جايز نيست كشتن حيوان صحرايى ، اگر چه بعد از شكار اهلى شده باشد . و شكار در حرم مطلقاً جايز نيست ، هر چند شكارچى محرم نباشد .
 مسأله 199 - همچنان كه شكار حيوان صحرايى بر محرم حرام است ، كمك ديگرى در شكار نيز حرام است ، هر چند با اشاره باشد . و در حرمت كمك بين اين كه شكارچى محرم باشد يا مُحل فرقى نيست .
 مسأله 200 - محرم نبايد بر شكار استيلاء پيدا كرده يا از او نگهدارى كند ، اگرچه شكارش پيش از احرام باشد . و نبايد از گوشت شكار بخورد ، هر چند شكار كننده مُحل باشد . و نيز حرام است بر محل خوردن گوشت شكارى كه مُحرم او را ذبح نموده و همچنين شكارى را كه مُحل در حرم ذبح نموده باشد . و ملخ ملحق به حيوان صحرايى است و شكار و گرفتن و خوردنش بر محرم حرام است .
 مسأله 201 - حكم مذكور مختص به حيوان صحرايى است و شكار حيوان دريايى مانند ماهى اشكالى ندارد . و مقصود از دريايى آن است كه فقط در آب زندگى كند . و اما حيوانى كه در صحرا و دريا هر دو زندگى مى‏كند ، مُلحق به صحرايى مى‏باشد . و در صورت شك به اين كه صحرايى است يا دريايى ، بنابر اظهر اشكالى ندارد . و همچنين كشتن حيوان اهلى مانند مرغ خانگى و حبشى اگر چه وحشى شده باشد ، و گوسفند و گاو و شتر عيبى ندارد .
 مسأله 202 - جوجه و تخم حيوانات مذكور ، در حكم تابع خود آنها است . يعنى همان طور كه شكار حيوان صحرايى حرام است ، شكار جوجه و برداشتن تخم آن نيز حرام است و همانطور كه كشتن حيوان اهلى و شكار حيوان دريايى جايز است ، كشتن جوجه و شكستن تخم آنها نيز جايز است .
 مسأله 203 - كشتن درندگان براى محرم جايز نيست مگر در صورتى كه از آنها بر خود بترسد يا كبوتران حرم را اذيت كنند . و در كشتن درندگان كفاره نيست ( حتى شير بنا بر اظهر ) خواه كشتنشان جايز باشد يا نباشد . ولى احتياط مستحب كفاره دادن قوچى در كشتن شير است .
 مسأله 204 - محرم مى‏تواند افعى و مار بزرگ سياه و مارهاى بد و عقرب و موش را بكشد و در كشتن هيچ كدام كفاره نيست .
 مسأله 205 - محرم مى‏تواند به كلاغ و زغن(3) تيراندازى كند و در صورتى كه تير به آنها برسد و كشته شوند ، كفاره ندارد .
 
    كفارات شكار
 براى كشتن و شكار محرم هر يك از حيوانات صحرايى را در شريعت مطهره كفاره‏اى معين شده كه در مسائل ذيل بيان خواهد شد .
 مسأله 206 - در كشتن شترمرغ ، يك شتر و در كشتن گاو وحشى ، يك گاو و در كشتن خر وحشى ، يك شتر يا يك گاو ، و در كشتن آهو و خرگوش ، يك گوسفند و همچنين در كشتن روباه بنابر احتياط يك گوسفند كفاره هست .
 مسأله 207 - كسى كه شكارى كرد ، چنانچه كفاره آن شتر است و عاجز از آن باشد بايد شصت مسكين را اطعام نمايد ؛ براى هر مسكين يك مُد كه تقريباً ده سير است . و اگر اين را هم نتواند ، بايد هيجده روز روزه بگيرد . و اگر كفاره گاو باشد و دست نيايد يا مقدور نباشد ، بايد سى مسكين را اطعام نمايد . و اگر اين را هم نتواند ، نُه روز ، روزه بگيرد ، و اگر كفاره گوسفند باشد و يافت نشود يا توان مالى ندارد ، بايد ده مسكين را اطعام نمايد . و اگر متمكن نباشد ، بايد سه روز ، روزه بگيرد .
 مسأله 208 - هرگاه محرم در خارج حرم كبوتر يا مانند آن را شكار نموده و بكشد ، يك گوسفند و در جوجه آن ، يك بره يا بزغاله بايد كفاره بدهد . و در شكستن تخم آن ، يك درهم بنا بر احتياط كفاره است . و هرگاه مُحل ( غير محرم ) كبوتر و مانند آن را در حرم بكشد ، بايد يك درهم و در جوجه آن نيم درهم و در تخم آن ربع درهم كفاره بدهد و هرگاه محرم در حرم آن را بكشد ، هر دو كفاره بر او واجب مى‏شود و همچنين است در كشتن جوجه و شكستن تخم . و تخم اگر جوجه در آن به حركت آمده ، حكم جوجه را دارد .
 مسأله 209 - كفاره شكار قطاة ( مرغى است كه آن را به فارسى سنگخوار(4) نامند ) و كبك و درّاج و مانند آن ، يك برّه است كه از شير گرفته شده و علفخوار باشد . و كفاره شكار گنجشك و قبره كه نوعى از مرغان مى‏باشد كه به فارسى آن را چكاوك(5) نامند و صعوه ( مرغى است كوچك و به فارسى آن را سنگانه(6) نامند ) و مانند آن بنا بر مشهور ، يك مُد كه تقريباً سه ربع كيلو ( ده سير ) گندم يا جو يا نان و مانند اينهاست . مى‏باشد و احوط در اينها يك بره از شير گرفته شده است . گرچه كفايت مُدّ خالى از قوّت نيست . و كفاره كشتن يك ملخ ، يك دانه خرما و كفاره بيشتر از يك ملخ ، يك مشت گندم و مانند آن مثل جو و آرد و در زياد آن يك گوسفند است .
 مسأله 210 - كشتن موش صحرايى و خارپشت و سوسمار و مانند اينها ، يك بزغاله كفّاره دارد . و در كشتن يك نوع مارمولك ( عظايه ) يك مشت طعام كفّاره است .
 مسأله 211 - كشتن عمدى زنبور مقدارى طعام كفاره دارد . و در صورتى كه كشتن به جهت دفع اذيّت باشد ، كفّاره ندارد .
 مسأله 212 - در راهى كه ملخ زياد است ، بايستى محرم راه خود را كج كند كه آن را نكشد و اگر نتواند اين كار را بكند كه خواه ناخواه ملخ پايمال شود عيبى ندارد .
 مسأله 213 - اگر جماعتى در كشتن شكارى شركت كردند ، بر هر يك كفّاره مستقلّى هست .
 مسأله 214 - كفّاره خوردن شكار مانند كفّاره خود شكار است . پس اگر محرم شكارى كرد و آن را خورد ، دو كفّاره بايد بدهد : يكى براى شكار و ديگرى براى خوردن آن و اگر تخم كبوتر حرم را خورد ، براى هر تخم احتياطاً گوسفندى كفاره داده قيمت آن را نيز بدهد .
 مسأله 215 - كسى كه شكار همراه دارد و داخل حرم شود ، بايد او را رها كند و چنانچه رهايش نكرد تا مُرد ، بايد كفّاره بدهد بلكه نسبت به كسى كه قبل از احرام شكارى كرده و بعداً محرم شود ، اين حكم نيز جارى است . يعنى بايد بعد از احرام شكار را رها كند ، هر چند داخل حرم نشده باشد بنابراحتياط .
 مسأله 216 - وجوب كفّاره در كشتن شكار و خوردنش فرقى ندارد ، چه از روى عمد باشد يا سهو يا نادانى .
 مسأله 217 - در شكار مكرّر كفّاره نيز مكرّر مى‏شود ، خواه شكار از روى نادانى يا فراموشى يا خطا باشد . و همچنين است در صورت عمد اگر شكار در حرم و شكاركننده مُحل باشد يا شكار كننده محرم به احرامهاى متعدد باشد . و اما اگر شكار عمداً از محرم به يك احرام مكرّر شد ، كفّاره مكرّر نخواهد شد .
 



 مسأله 218 - نزديكى با زنان ( جماع ) در اثناى عمره تمتع و عمره مفرده و حج و بعد از آن پيش از به جا آوردن نماز طواف نساء ، بر محرم حرام است .
 مسأله 219 - هرگاه در عمره تمتع از روى علم و عمد با زنى از عقب يا جلو پس از فراغ از سعى نزديكى نمايد ، عمره‏اش فاسد نشده و كفاره بر او واجب مى‏شود ، و كفاره‏اش بنابر احتياط يك شتر است و در صورت عجز از آن ، يك گاو و در صورت عجز ، يك گوسفند است . و چنانچه پيش از انجام تمام سعى باشد ، كفاره‏اش شتر است و احتياط در صورت ناتوانى گاو و گرنه گوسفند است . و عمره‏اش نيز بنابر اظهر باطل نمى‏شود ولى احتياط است كه عمره را پيش از حج در صورت امكان اعاده نمايد و در صورت عدم امكان ، در سال بعد حج را اعاده كند .
 مسأله 220 - هرگاه محرم به احرام حج قبل از وقوف در مزدلفه از روى علم و عمد با زن خود قبلاً يا دبراً نزديكى نمايد ، حج او و حج زن در صورتى كه مُحرم و دانا و راضى به اين عمل بوده ، باطل مى‏شود و همچنين با زن اجنبيّه بنابر احتياط . و بر هر يك واجب است حج را تمام نموده و كفاره داده و حج را در سال بعد اعاده نمايد ، خواه حجشان واجب باشد يا مستحب . ولى اگر زن مجبور بر اين عمل بوده ، يا اكراه بر آن شد ، حجش فاسد نمى‏شود و بر مرد دو كفاره واجب مى‏گردد و بر زن چيزى نخواهد بود . و كفاره اين عمل در صورت قدرت و تمكن ، يك شتر و در صورت عجز ، يك گاو بنابر احتياط و در صورت عجز ، يك گوسفند است . و واجب است بين آن مرد و زن از جاى وقوع اين عمل در اين حج و حجى كه بعداً اعاده خواهند كرد ، اگر شخص سومى با آنها نباشد جدايى باشد تا آن كه پس از وقوفين و بعد از روز 12 ذى الحجة به آن محل برسند و هرگاه نزديكى پس از گذشتن از منى به عرفات باشد . لازم است جدايى آنها تا وقت نحر در منى مستمر باشد . و احوط اين است كه جدايى آنها تا فراغت از تمام اعمال حج استمرار داشته باشد و اين احتياط در مطلق موارد جماع در احرام حج ترك نشود .
 مسأله 221 - هرگاه محرم بعد از وقوف در مزدلفه از روى علم و عمد با عيال خود نزديكى كند . چنانچه پيش از طواف نساء باشد ، مانند گذشته كفاره بر او واجب مى‏شود ولى حجش فاسد نمى‏گردد . و همچنين است اگر اين عملش پيش از دور پنجم قبل از تجاوز از نصف طواف نساء باشد . و اما اگر بعد از شوط پنجم طواف نساء بوده ، كفاره ندارد و در صورت تجاوز از نصف بنابر احتياط است اگر چه عدم وجوب كفاره قوّت دارد .
 مسأله 222 - كسى كه از روى علم و عمد در عمره مفرده بعد از سعى با زن خود نزديكى نمايد ، مانند سابق كفاره بر او واجب مى‏شود ولى عمره‏اش فاسد نمى‏شود . ولى اگر قبل از سعى باشد ، عمره‏اش نيز باطل و واجب است تا ماه بعد در مكه توقف نمايد و سپس به يكى از مواقيت رفته و از آنجا براى عمره دوم محرم شود ، و احوط است كه همان عمره فاسد را نيز تمام كند .
 مسأله 223 - كسى كه از احرام درآمده ، اگر با زن خود كه در حال احرام است نزديكى نمايد ، كفاره بر زن واجب مى‏شود ولى مرد بايد غرامت آن را بدهد و كفاره‏اش يك شتر است .
 مسأله 224 - شخص محرم هرگاه از روى نادانى يا فراموشى با زن خود نزديكى نمايد ، عمره و حجش صحيح است و كفاره‏اى بر او واجب نمى‏شود و اين حكم نسبت به ساير محرماتى كه موجب كفاره است و ذيلاً بيان مى‏شود ، نيز جارى است . و هر عملى كه از محرم از روى جهل و نسيان سر بزند كفاره ندارد ، مگر موارد ذيل :
 1 - آن كه طواف حج را فراموش نموده و با عيال خود نزديكى نمايد يا مقدارى از سعى را در عمره تمتع فراموش نموده و با زن خود نزديكى كند و يا ناخنهاى خود را به گمان اينكه محل است گرفته از احرام درآيد به گمان اين كه فارغ شده و يا آن كه بعد از سعى و قبل از تقصير به جهت ندانستن حكم با زن خود نزديكى كند .
 2 - كسى كه دست خود را بيهوده بر سر يا ريش خود بكشد و يك يا دو مو از آن بيفتد .
 3 - آن كه بدن خود را از روى نادانى روغنمالى كند و حكم تمام اينها در جاى خود ذكر خواهد شد ان شاء اللَّه تعالى .
 



 مسأله 225 - جايز نيست مُحرم زن خود را از روى شهوت ببوسد و چنانچه او را بوسيد و منى از او خارج شد ، لازم است يك شتر كفاره بدهد . و همچنين است اگر منى از او خارج نشود بنابر احتياط . و اگر بوسيدن از روى شهوت نباشد ، يك گوسفند كفّاره دارد .
 مسأله 226 - هرگاه شخصى بعد از طواف نساء زن خود را كه در حال احرام است ببوسد . بنا بر احتياط مستحبى يك گوسفند كفّاره دارد .
 



 مسأله 227 - شخص محرم نبايد دست يا بدن خود را از روى شهوت به بدن زن خود بمالد . و چنانچه اين كار را كرد ، بايد يك گوسفند كفاره بدهد . و چنانچه اين عمل از روى شهوت نباشد ، چيزى بر او نخواهد بود . و اگر از روى شهوت به قصد انزال باشد و منى از وى بيرون آيد ، كفاره شتر است .
 



 مسأله 228 - هرگاه محرم از روى شهوت به زن خود نگاه كند و منى از او بيرون بيايد ، يك شتر بايد كفاره بدهد . ولى اگر منى از او بيرون نيايد يا بدون شهوت نگاه كند و منى بيرون بيايد ، كفاره ندارد .
 مسأله 229 - هرگاه محرم با همسر خود ملاعبه و شوخى نمايد تا آنكه منى از او بيرون بيايد لازم است يك شتر كفاره دهد و چنانچه با زن اجنبى از روى شهوت يا بدون شهوت نگاه كرده و منى از او بيرون آيد كفاره‏اش يك شتر است اگر داراست و يك گاو اگر متوسط و يك گوسفند اگر فقير باشد ، اما اگر نگاه كرد و منى بيرون نيامد هر چند از روى شهوت باشد كار حرام كرده ولى كفاره ندارد .
 مسأله 230 - محرم مى‏تواند به غير از آنچه گفته شد ، از عيال خود لذت ببرد بنا بر اظهر . ولى احوط ترك استمتاع است مطلقاً .
 



 مسأله 231 - هرگاه محرم با آلت خود بازى نمايد و منى از او بيرون آمد ، حكمش حكم كسى است كه با زن خود نزديكى كرده باشد . بنابراين اگر استمناء در احرام حج پيش از وقوف در مزدلفه باشد ، حجش فاسد خواهد بود و لازم است حج را تا آخر به جا آورده و در سال بعد اعاده نمايد . همچنان كه اگر اين كار را در عمره مفرده پيش از فراغت از سعى بكند ، عمره‏اش فاسد بوده و لازم است آن را به پايان رسانده و تا ماه بعد در مكه توقف نموده ، سپس به يكى از مواقيت رفته و از آن جا براى عمره مفرده محرم شود ، چنان كه در مسأله «223» بيان شد . و كفاره استمناء مانند كفاره جماع است . و چنانچه بدون بازى با آلت منى بيرون آيد ، مثل اين كه به نگاه كردن به زن يا در نظر آوردن وخيال و مانند اينها منى از او بيرون بيايد ، كفاره بر او واجب مى‏شود و بنا بر اظهر حج و عمره‏اش فاسد نخواهد شد هر چند رعايت احتياط بهتر است ؛ يعنى آنها را اعاده نمايد .
 



 مسأله 232 - عقد تزويج در حال احرام براى خود يا ديگرى حرام است ، خواه ديگرى در حال احرام باشد يا از احرام بيرون آمده يا آنكه محرم نشده باشد و خواه عقد دائمى باشد يا منقطع . و در تمام اين چند صورت عقد باطل خواهد بود .
 مسأله 233 - هرگاه محرم يا غير محرم زنى را براى محرم عقد نمايد و شوهر با آن زن نزديكى كند و عقد كننده و شوهر بدانند كه چنين عقدى در حال احرام حرام است ، بر هر يك كفاره يك شتر واجب مى‏شود و اين حكم در محرم عاقد احتياط است و همچنين بر زن نيز واجب مى‏شود ، اگر احرام مرد را مى‏دانسته يا خودش محرم بوده .
 مسأله 234 - حاضر شدن در مجلس عقد و گواهى دادن بر آن بنا بر قول مشهور بر محرم حرام است . و اين قول موافق احتياط است . و بعضى از فقهاء فرموده‏اند كه گواهى بر عقدى كه قبلاً واقع شده نيز بر محرم حرام است ، ولى دليلش ظاهر نيست .
 مسأله 235 - احتياط مستحب است كه محرم خواستگارى نيز ننمايد . بلى اگر زنى را قبلاً طلاق داده ، رجوع به او عيبى ندارد . همچنان كه خريدن كنيز مانعى ندارد ، هر چند خريدنش براى لذت بردن از او باشد و احتياط است كه خريدنش به قصد استمتاع در حال احرام نباشد . و تحليل كنيز خود براى ديگرى يا قبول آن از ديگرى ، اظهر جواز آن است .
 



 مسأله 236 - استعمال بوى خوش از قبيل زعفران و عود و عنبر و مشك و ورس و كافور ( بنا بر احتياط واجب ) به خوردن و بوئيدن و ماليدن بر بدن ، بر محرم حرام است . و همچنين پوشيدن لباسى كه اثرى از بوى خوش در او باشد . و احوط اجتناب از هر بوى خوش است .
 مسأله 237 - خوردن ميوه‏هاى خوشبو مانند سيب و به عيبى ندارد . ولى بنابر احتياط مستحب از بوئيدن آنها هنگام خوردن بايد خوددارى شود .
 مسأله 238 - بر محرم واجب نيست هنگام سعى بين صفا و مروه در صورتى كه عطرفروشى آن جا باشد ، بينى خود را از بوى خوش ببندد . ولى احتياط لازم است كه در غير حال سعى ، بينى خود را از هر بوى خوشى كه در مسأله 236 گفته شده ببندد . و بوئيدن خَلوق كعبه كه يك نوع عطر است ، مانعى ندارد .
 مسأله 239 - هرگاه محرم عمداً مقدارى بوى خوش استعمال كند ، كفاره‏اش بنابر مشهور يك گوسفند است . ولى ثبوت كفاره در غير خوردن ، محل اشكال است هر چند احوط كفاره دادن است .
 مسأله 240 - بر محرم حرام است كه بينى خود را از بوى بد بگيرد . ولى تند رفتن از جهت خلاصى از بوى بد اشكالى ندارد .
 



 مسأله 241 - پوشيدن پيراهن و قبا و شلوار و زير شلوارى و جامه دگمه‏دار با بستن دگمه آن و هر جامه‏اى كه آستين دار باشد كه دست در او برود ، بر مرد محرم حرام است . و احوط اجتناب از هر جامه دوخته بلكه شبيه دوخته است ، مانند نمدى كه چوپانان آن را مى‏پوشند . ولى پوشيدن هميان دوخته ( كمربندى كه پول در او گذاشته مى‏شود ) جايز است . و همچنين استعمال فتق‏بند براى كسى كه فتق دارد ، اشكالى ندارد . و جايز است محرم هنگام خوابيدن ، با لحاف و مانند آن از چيزهاى دوخته ، به جز سر ، تن خود را بپوشاند .
 مسأله 242 - احوط است كه ازار ( لنگ ) خويش را به گردن خود ولو بعض آن را به بعض ديگر گره نزند و اولى و احوط گره نزدن است مطلقاً و چيزى مانند سنجاق بنا بر احتياط مستحب نيز در او فرو نبرد . و احوط است كه رداء نيز گره زده نشود ، ولى فرو كردن سوزن يا سنجاق در او جايز است .
 مسأله 243 - پوشيدن لباس دوخته هر طور باشد براى زنان منعى ندارد ، مگر دستكش كه آن را نپوشند .
 مسأله 244 - هرگاه محرم لباسى را كه حرام است عمداً بپوشد ، كفاره‏اش يك گوسفند است . و احوط ( اگر اقوى نباشد ) لزوم كفاره است حتى در صورتى كه مضطر به پوشيدن آن باشد . و اگر چند قسم لباس دوخته پوشيد ، براى هر قسم گوسفندى كفّاره دارد .
 


 

 مسأله 245 - سرمه كشيدن چند صورت دارد :
 1 - آن كه سرمه سياه را به قصد زينت به چشم خود بكشد ، كه اين كار بر محرم حرام است قطعاً و كفاره‏اش بنابر احتياط مستحب يك گوسفند است .
 2 - آن كه سرمه سياه بوده ولى به قصد زينت نباشد .
 3 - آن كه سرمه سياه نباشد با قصد زينت ، و احوط ( اگر اقوى نباشد ) در اين دو صورت اجتناب و احوط استحبابى كفاره دادن است .
 4 - آن كه سرمه سياه نباشد و قصد زينت هم نداشته باشد ، كه اين كار اشكال نداشته و كفاره هم ندارد .
 


 
 مسأله 246 - نگاه كردن در آيينه بر محرم جهت زينت ، حرام است و كفاره‏اش بنا بر احتياط مستحبى يك گوسفند است . ولى اگر نگاه كردن براى زينت نباشد ، مانند نگاه كردن شوفر در آيينه كه دو پهلو يا پشت سر خود را ببيند ، آيا عيبى ندارد ؟ محل اشكال است و احوط ( اگر اقوى نباشد ) حرام است مطلقاً مگر در حال ضرورت و مستحب است كسى كه براى زينت در آيينه نگاه كرد ، تلبيه را تجديد نمايد . اما پوشيدن عينك بدون قصد زينت براى زن و مرد اشكال ندارد و بهتر نپوشيدن است . و اين حكم در اجسام شفاف و صيقلى ديگر مانند آب صاف و شيشه تميز جارى نمى‏شود و نگاه كردن در آنها مانعى ندارد .
 



 مسأله 247 - پوشيدن چكمه ( خُف ) يا جوراب بر مرد محرم حرام است و كفاره‏اش بنا بر احتياط يك گوسفند است . ولى آيا زن مى‏تواند آن را بپوشد ؟ محل اشكال است و بعيد نيست مانند مرد باشد و به هر حال احتياط ترك نشود . و احوط نپوشيدن چيزى است كه تمام پشت پا را بپوشاند . و چنانچه براى مرد محرم نعلين و مانند آن فراهم نشد و ضرورت ايجاب كرد كه خف يا جوراب بپوشد ، احوط استحبابى است روى آن را بشكافد . و پوشاندن پشت پا مانند آنكه در حال نشستن به احرامى پوشيده شود مانعى ندارد .
 



 مسأله 248 - دروغ و دشنام در هر حال حرام است ، ولى حرمتشان در حال احرام مؤكد و شديدتر است . و مراد از فسوق در آيه مباركه « فَلا رَفَثَ وَلا فُسُوقَ وَلا جِدالَ فِي الْحَجِّ » دروغ و دشنام است . اما مفاخرت يعنى اظهار فخر از حيث حسب و نسب كه شخص محرم بگويد من چنين و چنانم و فاميل و پدرانم كيانند ، دو صورت دارد :
 اول : آن كه براى اثبات فضيلت و برترى براى خود باشد كه اهانت به ديگرى را كه اهانت به وى جائز نباشد ( وگرنه اشكالى ندارد ) در بر داشته باشد . اين عمل فى نفسه حرام است .
 دوم : آن كه اثبات فضيلت براى خود باشد بدون اين كه به ديگرى اهانت شود . و اين اشكال ندارد و بر محرم و غير محرم حرام نيست . و در اين دو كفاره واجبى نيست ، جز استغفار .
 



 مسأله 249 - جدال نمودن ( قسم خوردن به كلمه « لا واللَّه » و « بلى واللَّه » ) بر محرم حرام است . و احتياط است كه به غير اين دو كلمه نيز قسم نخورد .
 مسأله 250 - دو مورد از حرمت جدال استثناء شده است :
 اول : آن كه ضرورتى مانند اثبات حق يا از بين بردن باطلى اقتضاى قسم خوردن كند ، كه در اين صورت قسم خوردن حتى به دو كلمه مذكور مانعى ندارد .
 دوم : آن كه مراد قسم خوردن نباشد ، بلكه قصدش اظهار محبت يا تعظيم باشد ؛ مثل اين كه بگويد تو را به خدا اين كار را نكن و مانند آن .
 مسأله 251 - در صورتى كه جدال كننده در سخن خود راستگو باشد ، كفاره ندارد ؛ بلكه فقط بايد استغفار نمايد به شرطى كه از دو مرتبه تجاوز ننموده باشد . و در غير اين صورت يك گوسفند كفاره دارد . و اما اگر جدال و قسم خوردن بر دروغ باشد ، در همان مرتبه اول يك گوسفند و يك گوسفند ديگرى براى مرتبه دوم ( بنابر احتياط واجب و احوط از آن جمع بين كفاره دادن گاو و گوسفند و در مرتبه سوم جمع بين گاو و شتر ) و در مرتبه سوم يك گاو كفاره دارد .
 



 مسأله 252 - كشتن شپش و انداختن او از بدن براى محرم جايز نيست . ولى جا به جا كردن او اشكالى ندارد . و در صورت كشتن احوط است كه يك مشت از طعام به فقيرى كفاره بدهد . اما پشه و كك و مانند آنها احتياط در نكشتن آنهاست در صورتى كه ضررى متوجه محرم نشود . و لى تاراندن آنها ظاهراً جايز است ، هر چند احوط ترك است .
 



 مسأله 253 - پوشيدن انگشتر به قصد زينت بر محرم حرام است . ولى به قصد استحباب مانعى ندارد . بلكه زينت نمودن به هر چيز باشد ، بر محرم حرام است و كفاره‏اش بنابراحتياط استحبابى يك گوسفند است .
 مسأله 254 - حنا بستن در صورتى كه زينت گفته شود ، بر مُحرم حرام است ؛ هر چند خود قصد زينت ننموده باشد .
 مسأله 255 - پوشيدن زيور براى زينت بر بانوان محرم حرام است . و زيورى كه پيش از احرام عادت به پوشيدن آن داشته ، مستثنى است و مى‏تواند او را بپوشد . ولى نبايد او را به شوهر خود و ديگر مردان نشان دهد .
 



 مسأله 256 - محرم نبايستى تن و سر خود را روغنمالى كند ، هر چند خوشبو هم نباشد . ولى در صورت درمان و ضرورت استثناء شده است .
 مسأله 257 - كفاره روغنمالى در صورتى كه از روى علم و عمد باشد ، يك گوسفند است و اگر از روى نادانى باشد ، كفاره‏اش اطعام يك فقير است ( بنابر احتياط در هر دو مورد ) .
 



 مسأله 258 - محرم نبايستى موى خود يا ديگرى را از بدن جدا كند ، خواه ديگرى محرم باشد يا محل . از اين حكم چهار مورد استثناء شده است :
 اول : آن كه شپش بدن محرم زياد شود و متأذّى باشد از آن .
 دوم : آن كه ضرورت ايجاب كند كه مو جدا شود ، مانند آن كه بلندى موى و زياديش باعث سردرد يا ناراحتى ديگر شود .
 سوم : آن كه مو در پلك چشم روييده باشد كه محرم را ناراحت كند .
 چهارم : آن كه مو هنگام وضوء يا غسل خود به خود جدا شود .
 مسأله 259 - اگر محرم بدون ضرورت سر خود را بتراشد ، كفاره‏اش يك گوسفند است . و چنانچه در مورد ضرورت سر خود را بتراشد ، كفاره‏اش يك گوسفند يا سه روز روزه يا اطعام شش مسكين كه به هر يك دو مُد ( يك كيلو و نيم ) بدهد . و اگر موى زير هر دو بغل خود را برطرف كند ، كفاره‏اش يك گوسفند است . و همچنين است اگر موى يك طرف را . بنابر احتياط . و چنانچه موى ريش خود يا غير آن را برطرف سازد ، بايستى يك مشت طعام به فقير كفاره بدهد . و چنانچه سر ديگرى را چه محرم و چه محل باشد بتراشد ، كفاره ندارد .
 مسأله 260 - چنانچه محرم سر يا بدن خود را به طورى كه مويى از آن نيفتد و خونى نشود بخاراند ، اشكال ندارد . و چنانچه دست به سر يا ريش خود بيهوده كشيده و يك يا دو مو از آن بيفتد ، يك مشت طعام صدقه بدهد . ولى اگر در حال وضوء گرفتن يا غسل بوده و عمدى نباشد ، چيزى بر او نيست .
 



 مسأله 261 - مرد محرم نبايستى تمامى يا قسمتى از سر خود را بپوشاند به هر چيزى باشد حتى با گل . و نبايستى چيزى روى سر خود حمل كند بنابر احتياط . بلى انداختن بند مشك بر سر يا بستن دستمال و مانند آن به جهت سر درد عيبى ندارد . و پوشاندن گوشها نيز جايز نيست .
 مسأله 262 - پوشانيدن سر به قسمتى از بدن مثل دست جايز و ترك آن بهتر بلكه احوط است .
 مسأله 263 - محرم نبايستى در آب و بنابر احتياط در مانند آن فرو رود كه سرش زير آب و مانند آن شود . و ظاهراً مرد و زن در اين حكم فرقى با هم ندارند . گرچه در زن اشكال است و احتياط فرو نبردن پاره‏اى از سر است و همچنين اگر فقط سر را تنها فرو ببرد .
 مسأله 264 - هرگاه محرم سر خود را پوشانيد ، بنابراحتياط كفاره‏اش يك گوسفند است . و ظاهراً در موارد جواز سر پوشاندن ، كفاره واجب نيست . ولى در مورد اضطرار و ارتماس احتياط مستحب كفاره دادن گوسفندى است .



 مسأله 265 - بانوان در حال احرام نبايستى صورت خود را با پوشه يا نقاب و مانند آن ( بنا بر احتياط ) با هر چيزى كه باشد بپوشانند بلكه احتياطاً با هيچ ساترى . همچنان كه احتياط است كه قسمتى از روى خود را نيز نپوشانند . بلى پوشاندن صورت در حال خواب و پوشاندن قسمتى از رو مقدمةً براى پوشاندن سر در حال نماز ، مانعى ندارد . و احتياط است كه پس از فراغت از نماز آن را بردارد .
 مسأله 266 - بانوان مُحرم مى‏توانند از مرد اجنبى رو بگيرند ، به اين نحو كه گوشه چادر يا عبا و مانند آن را كه بر سر دارند ، تا مقابل بينى يا چانه خود پايين بكشند . و احتياط است كه قسمت پايين آمده را به وسيله دست يا چيز ديگر از صورت خود دور نگه دارند .
 مسأله 267 - كفاره پوشانيدن صورت بنا بر احتياط يك گوسفند است .
 



 مسأله 268 - مردان مُحرم هنگام سير نبايستى زير سايه متحرك رفته يا سايبانى مانند چتر بر سر بگيرند ، هر چند سايه سقف محمل يا ماشين يا هواپيما و مانند اينها باشد . ولى راه رفتن در سايه كوه يا ديوار يا درخت و امثال آنها از اجسامى كه ثابت باشد اشكالى ندارد . و نيز جايز است راه رفتن زير ابرى كه مانع از تابش آفتاب است . و فرق نيست در حرمت زير سايه قرار گرفتن در موارد محرّمه بين اين كه پياده باشند يا سواره . و احوط است كه مرد مُحرم زير سايه چيزى كه روى سر نباشد نيز نرود ؛ مثل اين كه بغل شتر يا ماشين حركت كند كه سايه از طرف چپ يا راستش بر او بيفتد . بلى مى‏تواند با دست خود جلو آفتاب را بگيرد . و زير سايه محمل رفتن هنگام سير و همچنين احرام زير سقف مسجد شجره اشكال ندارد .
 مسأله 269 - زير سايه رفتن مرد كه بدان وسيله از آفتاب يا سرما يا گرما يا باران و مانند اينها جلوگيرى كند حرام است و چنانچه هيچ يك از اينها نباشد ، به طورى كه بود و نبود سايبان يكسان باشد ، محل اشكال است و اگر اقوى نباشد احوط است .
 مسأله 270 - محرم اگر در جايى بين راه توقف كند و در حال آمد و رفت باشد يا براى كارى بنشيند ( مانند ملاقات با دوستان ) ، تا وقتى كه در آنجاست ، زير سايه رفتنش عيبى ندارد . و اين كه آيا در اين موارد مى‏تواند چتر و مانند آن بر سر بگيرد ، احتياط در اجتناب است و هم چنين لازم است بعد از رسيدن به مكه در اتومبيل مسقف سوار نشده و چيزى بر سر نگيرد .
 مسأله 271 - زير سايه رفتن زنان و كودكان و همچنين مردان در حال ضرورت يا ترس از گرما و سرما اشكال ندارد .
 مسأله 272 - كفاره زير سايه رفتن يك گوسفند است و فرقى بين حال اختيار و اضطرار نيست . و چنانچه اين عمل تكرار شود ، احتياط است كه عوض هر روز يك كفاره بدهد ، هر چند اظهر اين است كه در هر احرام يك كفاره كافى است .



 مسأله 273 - شخص محرم نبايستى از بدن خود و لو به خاراندن و بلكه مسواك نمودن خون بيرون آورد . و در حال ضرورت يا رفع ناراحتى مانعى ندارد . و كفاره‏اش بنابر احتياط مستحب يك گوسفند است .
 



 مسأله 274 - محرم نبايستى تمامى يا قسمتى از ناخن خود را بگيرد مگر در صورتى كه بقاى ناخن ضرر داشته باشد ، مانند اين كه ناخن كنده شده و ماندنش سبب ناراحتى شود كه در اين صورت بريدنش جايز است و براى هر ناخنى يك مشت طعام كفاره بدهد .
 مسأله 275 - كفاره گرفتن هر ناخنى يك مُد طعام است و كفاره گرفتن ناخنهاى دست در يك مجلس يك گوسفند است . و همچنين است در پا . و چنانچه گرفتن ناخن دست و پا در يك مجلس باشد ، كفاره‏اش نيز يك گوسفند است . و اگر ناخن دست‏ها در يك مجلس و ناخن پاها را در مجلس ديگر بگيرد ، كفاره آن دو گوسفند است .
 مسأله 276 - هرگاه محرم به فتواى كسى كه ناخن گرفتن را جايز مى‏داند ناخن خود را گرفت و خون درآمد ، كفاره‏اش بنابراحتياط بر فتوى دهنده است .
 



 مسأله 277 - جمعى از فقهاء نظرشان اين است كه كندن دندان هر چند خون در نيايد ، از محرمات احرام است و كفاره‏اش را يك گوسفند دانسته‏اند . ولى دليلش تأمل دارد و بعيد نيست اين عمل جايز باشد .

  



 مسأله 278 - پوشيدن سلاح مانند شمشير و نيزه و چيزهايى كه عرفاً به آنها سلاح گفته مى‏شود ، بر محرم حرام است . و همچنين است اگر آنها را طورى با خود بردارد كه به او مسلح گفته شود . و بعضى از فقهاء آلات دفاع و حفظ مانند كلاه‏خود و زره و سپر را سلاح خوانده‏اند . و اين قول احوط است .
 مسأله 279 - بودن سلاح نزد محرم اگر حملش نكند عيبى ندارد . ولى مع ذلك تركش احوط است ؛ يعنى بنابر احتياط سلاح را نزد خود نگذارد .
 مسأله 280 - حرمت حمل سلاح مختص به حال اختيار است و در حال اضطرار عيبى ندارد . و كفاره حمل سلاح بنابر احتياط يك گوسفند است و اين احتياط شايسته ترك نيست .

اضافه کردن نظر


عنوان
 
 
92199
امروزامروز4
دیروزدیروز19
این هفتهاین هفته122
این ماهاین ماه938
تمام بازدیدهاتمام بازدیدها92199